دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences

شهادت پاسدار علوم آل محمد (ص) و شکافنده ی دریاهای دانش تعزیت و تسلیت

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۵/۱۷ | 
این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه.
این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه‌اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی می‏جوشید و از زبانش باران حدیث می‌‏بارید، چهره در خاک کشیده است؛ مظلوم و غریب.

نمی‏دانم چرا سرنوشت اهل‏بیت ‏رسول صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ و سلم را با اشک و خون گره زده‌‏اند؟

کوچک بودی که عطش و آتش کربلای بزرگ جدت را دیدی و با آن نگاه کودکانه گریستی؛ آن هنگام که پدرانت را تشنه کام به خاک و خون کشیدند.
سر حسین علیه ‏السلام را بر فراز نیزه‏ها به تماشا نشستی، تا به وقتش مراسم مرثیه‌خوانی صحرای عرفات را برای افشاگری بنی امیه وصیت کنی. ماندی تا دردها را روایت کنی و حدیث زخم بگویی.

فقه، تا همیشه وام‏دار روایت توست. دین، تا هماره مدیون مجاهدت توست.

و حالا، این تویی که در آغوش پدر سجاده نشینت در گوشه‌‏ی بقیع، آرام گرفته‌‏ای.
اینک با این چشم گریان، با این دل آتشین و بی‏کران اندوه، با این جان سوخته و این جهان ماتم، چه کنیم؟! با این روزهای تیره ‏تر از شب چه بگوییم؟!

دیگر هیچ مرهمی، زخم‏‌های دلم را درمان نمی‌کند و با هیچ نوازشی آرام نمی‏شوم.

در مصیبتی چنین جانسوز، تنها راه چاره اشک است؛ اشک، این چراغ روشن دل، که در تاریکی‏‌ها راه را می ‌نمایاند و درد را به صبوری می‏خواند. آری! اشک، این یگانه دسته گلی که مزارهای بی‏ شمع و چراغ بقیع را آذین بسته است.

آری! بقیع، این نماد مظلومیت شیعه در همیشه‌ ی تاریخ، زیارتگاه دل‏های عاشقی است که قرار خود را، در پس دیوار آن جستجو می‏کنند؛ آن جا که اشک، اجتناب‏ ناپذیر است و سوختن ناگزیر.



CAPTCHA

مطالب مشابه


دفعات مشاهده: 24 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر